شـــاهــبــنــد ر KING PORT

[ نام قدیم بندرکنک ]
پنج‌شنبه 5 اسفند 1389

کودی تلخو وبلاگی معادی نظام و مردم

 
سرآغازوبلاگ کودی تلخو:
کودی تلخو
نه هر که چون من نیندیشد کافر است  
شاهبندر:( که برعکس این گفته صحت تام دارد.)  

دربین وبلاگهایی که از طرف همشهریان عزیزمان به روز میشوند وبلاگی تحت عنوان کودی تلخو که تلخ بودن نصیحت را بهمراه حلاوت نتیجه آن (نصیحت کجا؟وبغض وکینه توزی کجا؟)را در تسمیه مد نظر داشته به چشم میخورد که مخالفت شدید خود را همیشه با تمام پیشرفتها واقدامات مسولین و شخصیت های بارز این شهر بی هیچ منطق و دلیلی اعلام میدارد - جالب اینجاست که شخصیت مجهول نویسنده این وبلاگ همیشه از اقدامات شهرداری وفرمانداری منطقه پیشاپیش خبر داشته و انگار جزیی از این قشر میباشد حالا من انگشت اتهام را بسوی کسی دراز نمیکنم  - نویسنده (یا شاید مجموعه نویسندگان کودی تلخو) خود را  زورو میداند- زورویی که باحمله به تمام اصول وعقاید یک قوم پیشرفتی خیالی را توهم دارد و مقصد اصلی اش شایدم ندانسته جز تخریب اذهان عمومی واعلام آشوبی گسترده علیه شهرداری و فرمانداری منطقه و هر آنکس که نظری در راه پیشرفت این شهر داشته باشد وحتی مراجع دینی  چیزی نیست -که این حرکتی ست بسیار خطرناک و عواقبی جبران ناپذیر را بهمراه خواهد داشت. بحمدلله جوانان ما خیلی آگاه تر از آنند که نسنجیده باحرف این وآن تصمیم بگیرند. 

 تمسخر این وبلاگ از شخصیت های و اقدامات  چیزی نیست جز کینه ایی مالیخولیایی که به حتم به گذشته نویسنده آن برمیگردد که مسبب  مشکلات شخصی خودرا مردم شهر خود میداند وهمیشه در انزوا وعزلت خواسته های خود را مدفون احساسات کرده وحالا که وارد جامعه شده گرچه حرکتی داشته اما آن احساسات مدفون اورا به عزلت برگردانده ودنیای مجازی را جایی برای خالی کردن عقده های خود یافته اما به چه قیمتی ؟ تلفیق وتکذیب وتهمت زدن جرمی ست که محکومیت را در پیش دارد - اتهامات بی دلیل و ایجاد جو آشوبگرانه چیزی نیست که من و شما حکم بر آن صادر کنیم بلکه بایستی به مراجع قانونی کشیده شده و حق را به حق دار رساند.

 

نویسنده گمنام ما  در جایی تندیس بوم مسی را که نمادی از سالها تلاش بزرگان ما بر دریاها و اقیانوسهاست وبادبان های برافراشته را بیاد می آورد امری بیهوده تلقی میکند و این کار بزرگ که نه تنها مختص شهرداری ست بلکه حاصل جمع زحمات تمام مردم این شهر است را به باد تمسخر میگیرد وغافل از این است که فرزندانمان بادیدن این تندیس و نمادهایی چون آن همواره بیاد می آورند که اجدادشان چه کسانی بوده اند وچگونه باگذشتن ازخون وجان خود  امروز پر محتوای مارا ساخته اند.  

تناقض در گفته های نویسنده وبلاگ کودی تلخو به خوبی نمایان است - اما - چرا این همه دشمنی - حالا اصلا من دوست داشته باشم شهر خود را بندر عشق بنامم - من شهرم را دوست دارم و وبی هیچ دلیلی شاید بخواهم  دست یکایک مردم شهرخود را ببوسم - اینجا زادگاه من - خاک من - شرفم - عزتم و تمام وجودم میباشد وروزی همینجا دفنم خواهند کرد - اینجا شاه بنادر که هیچ بلکه برای من سلطان پاکی هاست این نظر  و عقیده بنده بنظرشما کدام تخریبی برای اذهان عمومی بهمراه خواهد داشت که نویسنده کودی تلخو این عقیده را مخرب اذهان عمومی معرفی می نمایند  یا شاید هرکس شهر خود را دوست داشته باشد مخالف نظر نویسنده کودی تلخو قدم برداشته است - مگر نظرشما(نویسنده کودی زهرمار)چیست ها؟میخواهید تاریخ یک شهر ویک قوم  را نابود کنید و دوستداران این خاک دشمنان شمایند - چی شده که منفی نگری وبدبینی غالب حالتان شده - چرا اشتباهات خود را به گردن مردم می اندازید - یا ترقی را در دفن این فرهنگ اصیل میدانید - اگر چنین است که کولیان هزاران بار از شما اصیل ترند- شما که هنوز به غربتید درسته ؟ غریب غربت نفس را چاره ایی جز بیچارگی نیست - که اصالت نه به زاده شدن به جایی ست بلکه احترام به فرهنگ و قدم در راه مترقی ساختن فرهنگهای اصیل مردمی ست.


 ازمطالب وبلاگ کودی تلخو:

برای اینکه بدانید و بپذیرید که ملایان ما کمترین آشنایی حتی مقدماتی با قرآن ندارند،چند س 

ئوال ساده و پیش پا افتاده از آنها کفایت است.مثلا بپرسید قرآن چه کسانی را کافرون و یا منافقین می نامد یا بپرسید ضالین چه کسانی هستند یا مثلا بپرسید صفات راسخون در علم کدام است و یا متقین چه صفاتی باید داشته باشند.همه اینها و حتی ساده تر دست تهی ملایان را رو کرده و شما نشان می دهد که آنان پر هستند از تهی ولی تا دلتان بخواهد حدیث می دانند و حتی برای گوزیدن تان نیز حدیث دارند. 

شاهبندر:(این دگر نهایت غرور و عداوت این شخص است که تمام بزرگان اهل دین را نادان میخواند چرا؟ چون ایشان خوششان نمی آید) 

 

 


 

  امروزه بندرکنگ شهره به  لنج سازان ودریانوردان کهن خود شده و به یکی ازبنادر مهم ایران  ازلحاظ حمل ونقل دریایی وصیادی تبدیل شده است  و شاهرگی حیاتی از شاهرگهای تجاری منطقه ست - و روز به روز گامهایی بلند وبلند تر  در راه اعتلای اهداف اقتصادی وآبادانی این شهر برداشته میشود نویسنده وبلاگ کودی تلخو  مستقیما عدوات دیرینه خود را با شخص محترم شهردار و عوامل آن اعلام میدارد ودلایل قانع کننده ای هم ندارد که ارایه دهد و فقط بازی باالفاظ را خوب فراگرفته است شاید هم به او آموخته اند - دست های خفی ایجاد فتنه وتفرقه ودرگیریهای قومی وعقایدی همیشه اینجاها دست به کاربوده اند کی میدان شاید ایشان هم از مزدوران این دسته افرادند .

شما که از شورای شهر را انتقادمیکند - شما که شهردار را قبول ندارید چرا خودتان روزی ... لا اله الله  - نگذارید حقایق را بر ملا سازم  - شما شخصی تحصیل کرده و محترمید با این الفاظ خود را بیش از این کوچک تر نکنید که هرکه حرفی برخلاف میل شما بزند - اورابدنام میسازید و با همه سر ناسازگاری دارید -آخرچرا ؟ شما که بقول خودتان اصلاحات را می پذیرید چه شده که یکسره چنین شدیدکه باغرور تمام فقط حرف خود راباور دارید وبس.  

 


 بازهم ازکودی تلخو: 

در ارتباط با موضوع شورای شهر تنی چند از دوستان مطالبی سوءال گونه نوشته اند ، من سعی می کنم دیدگاه خودم در این مورد روشنتر بیان کنم .

 

شاهبندر:(ببینید تاچه قدر خود را واقف بر حال میدانند - حل مشکلات را فقط نزد خود میدانند وبس که نه هرکس چون من نیندیشد کافرست که من مسلمانم و همه کافرند-غرور وغروروغرور) 


وقتی وبلاگ شاهبندر برای اولین مرتبه بروز شد پیامی از سوی این شخصیت به من داده شد که مضمون آن چنین بود: به جمع مبارزان بندرکنگ خوش آمدید- بنده از کلمه مبارزان برآن شدم که دسیسه ای درکارست و درجواب این پیام جوابشان دادم : که مبارزه ای اگر لازم است - مبارزه با افکار مخرب  ازامی ست - پس از این جوابیه - پیامهایی مکرر از شخصیت هایی بازم گمنام حاوی فحش وناسزا بر وبلاگم سرازیر شد که آی پی آنها گرچه چندجا تغییر یافته بود و لی برایم مسلم بود از طرف شخص نویسنده وبلاگ کودی تلخوست وبا مقایسه آی پی پیامهای کودی تلخو و با استفاده از چند ترفند هک تا حدودی به هویت وشخصیت اصلی کودی تلخو پی بردم که اگر آنچه که بدان رسیده ام صحیح باشد جای بسی تاسف خواهد بود - آنکه پرچم اصلاح را برداشته در آن روی سکه شخصیتی معادی و مخرب قایم نموده و در آستین خنجری دارد که ابتدا به پشت نزدیکترین کسان خود میزند -کاری نداریم . 

 


 

دعوت به آشوب و مخالفت از طرف کودی تلخو: 

 

با سلامی تازه

و بلاخره این هم آن مطلب تازه که وعده کرده بودیم.یک حرکت کم سابقه از مردمی که آرامند و دم بر نمی آورند.بلاخره کنگیان یادآور شدند که از تبار شب ستیزانند و کرکسها و لاشه خواران را تا حدی تحمل می کنند اما کاسه صبر آنان نیز پر شدنی است. امضاءهای پر تعداد مردم لرزه بر اندام همه کسانی انداخت که برای صندلی خود بی مقدارند و به یمن تقدیر بر آن تکیه زده اند و باز هم دخالت غیر مسئولانه ملایان و حرف هزار تکرارشان که صلوات بفرستید.درست خواهد شد.هنوز هم معلوم نیست ملایان -این قشر که خدا هرگز به نیکی از آنان یاد نکرد-به چه امید و تا چه زمان می خواهند با این اراجیف مردم را فریب دهند.می گویند صبر کنید ولی نمی گویند تا کی.احتمالا منظورشان یک دوره صد ساله است.می گویند ما صحبت می کنیم ولی نمی گویند نتیجه صحبتهایشان تاکنون چه بوده است و آیا اصولا صحبت کردن را بلد هستند یا خیر.ناگفته نماند که شروع این خیزش از یکی از همین ملایان بوده که باید از این پس حساب دیگری بر گروهی از ملایان باز کرد.در هر صورت باید منتظر نتیجه بود و دید که آیا این بیداری در مردم ادامه دار بوده و به یک حرکت نهادینه بدل خواهد شد یا فقط یک جرقه آنی بوده و توسط سودجویانی مسکوت خواهد ماند.آنچه اینک از مردم انتظار می رود آن است که فریب ملایان سکوت پرست را نخورند و از آنان منتظر هیچ جز خیانت نباشید. 

 

شاهبندر:(حالاچرا این همه عدوات به دین وبزرگان دینی ما ایشان تمام اهل دین را ببینید با چه الفاظی خطاب میکنند) 


 

وبلاگ کودی تلخو سپس مطلبی را تحت عنوان شاهبندر جعل تاریخی و تخریب اذهان عمومی منتشرساخت- حالا بنده تحت نظریه ای نام بندر کنگ را شاه بندر بنامم یا ننامم بیایید بفرمایید چرا این را چنیین نامیدید ؟- دلیل چیست ؟ تا بیایم واز نظر خود دفاع کنم نه اینکه یکراست بافحش وناسزا مطلب پرکنید  - بنده معتقدم که نام کنگ (به معنای رطب نرسیده) در الفاظ ماکنگیان استفاده نمیشود  و به رطب نرسیده میگوییم خرک نه کنگ - استاد حسین نوربخش درکتاب بندرکنگ شهر لنج سازان ودریانوردان نام کنگ را برگرفته از زبان چینی معطر میدانند ودر جایی همان رطب نرسیده را مفهوم این کلمه میدانند - در کتاب تاریخ لنجه به نقل از اعراب حاشیه نشین خلیج فارس کنگ را کینگ میداند یعنی شاه -   بازم کاری نداریم -بنده در کنار دریای این شهربه دنیا آمده ام و هفت پشتم کنگی اصیل ودریانورد بوده اند وکنار این ساحل بزرگ شده ام پدر بزرگانم همه ناخدایان بزرگی بوده اند که بزرگترین لنج های کنگی را بر اقیانوسها هدایت میکرده|آند - ناخداحاج محمد حسین ناخال جد بزرگ بنده(رحمه الله علیه) ناخدای بوم مسی بوده که تندیس آن کنار ساحل همین شهر بنا شده است - حاج علی محمد حسین ناخال (رحمه الله علیه)صاحب لنج بغله از قدیمی ترین لنج های معروف کتگ بوده و سرهنگی بسیاری از لنج های بادبانی آن زمان را پس از غرق شدن لنج بغله بعهده داشته است - از طرفی مرحوم  حاج یوسف احمدی جد مادریم ناخدای لنج عرطاوی بوده که همراه با چهل واندی نفرکه اکثرا از فامیلان وقومم بودند در اقیانوس هند جان خود را در راه اعتلای نام بندرکنگ وتاریخ دریانوردی آن تقدیم نموده اند  - همچنین با خانواده ایی وصلت کرده ام که جدشان مرحوم  حاج عبدالله محمد صالح است که تاریخ نگار و از مشاهیر این شهر وبزرگترین خطیب آن بوده است- خودم سالها در مورد تاریخ این شهر تحقیق کرده و نوشته ها دارم - که نوشته هایم را هم برصحنه تاتر برده ام هم در بسیاری از مجلات به ثبت رسانده ام - نمایشگاههای متعددی را درمورد تاریخ وفرهنگ بندرکنگ برپاساخته ام و حالا که تحت عنوان یک نظریه کنگ را کینگ دانسته البته به حد یک نظر و مستند بر مدارکی باقیمانده از پرتغالیانی که ساکن این منطقه بوده اند -که این مدارک در ساختن فیلم کشتی آنجلیکا نیز مستند شده است وبسیاری از مورخان وتاریخ نگاران نیزبر آن متفق القولند شدم مخرب ادهان عمومی وایشان (منظورو شخص نویسنده کودی تلخوست)با این همه افترا وتلفیقی که برهمگان وارد میسازند شده اند معمر العقول شد ه اند - حیف و صد حیف که چنین افرادی بجای تشویق نسل آتی به سازندگی تنها تخریب افکار وایجاد آشوب را سرلوحه اعمال خود قرار داده ان - من برای ایشان وتمام کسانی که حرفشان را پشیزی ارزش قایلند بسیار متاسفم - ایشان وقاحتشان بجایی رسیده که وبلاگی را بانام سگ کنگ منتشر کرده (آی پی ایشان سند گفته های بنده ست)و به بنده نسبت داده اند ! چرا ؟ چه چیزی را میخواهید به اثبات برسانید - حالا من بد - شهردار بد - شهرمان بد - مراجع دینی بد پس خوب کیست ؟ حتما شما تنها خوب روی زمینید دیگه؟

 در جواب نظری از مهندس صالح صیادی میگوید : خوش بحال دیوونه - این طرز بر خورد ما با مردمه ؟ این برخوردهای بی ادبانه وخارج از انسانیت وشعور کدام سازندگی را در پیش خواهد داشت- یا اتهاماتی از قبیل دزدی و اخاذی به شخصیت های بارز ما کدام  دست آوردی را چز تخریب اذهان عمومی میتواند در پیش داشته باشد - اگر شما واقف به حالید وواقعا دلسوزید چرا مثل یک موش توی سوراخ قایم شده اید ؟ چرا برا گفته های خود مدرک ارایه نمیکنید تا همه را به پای میز محاکمه بکشانیم ها ؟ یا مرض تهمت زدن گرفته اید؟چرا خودتان را معرفی نمیکنید ؟ میخواهید من معرفی تان بکنم ؟ شما خودتان را با نظامی درگیرمیکنید که اساس آن وحدت کلمه ست وتفرقه سازی وجوسازی را به هیچ عنوان نمیپذیرذ وتیشه زدن شما به ریشه اصالت و فرهنگ یک قوم وبه تمسخرگرفتن دست آوردهای دولت در یک منطقه چیزی نیست جز معاندت با نظام - که اگر این معاندت را ادامه دهید مطمن باشید سریعا به میز محاکمه کشانده خواهید شد چون دیگر دستتان رو شده و بازی دیگر تمام است.اگر حرف دیگری دارید واضح وبا نام خود بفرمایید تا همه بدانیم - ترس شما از اظهار هویتتان چیزی نیست جز رجز گویی واتهامات واهی شما به دیگران ودر لفظی میتوان گفت شما فضولید - آره فضول - چی را نادیده میگرید - ما تا همین چندسال قبل از ساعت ۴صبح باید تو صف آب شیرین میرفتیم وتا ۱۰ صبح شاید آب گیرمان می آمد یا نمی آمد - حالا چی؟ لب دریامون زباله دانی بود - حالاچی؟ حیوانات اهلی درشهرپراکنده بودند- حالا چی؟ من نمیگویم کنگ - توکیو شده اما زحماتی ملموس درراه بهینه سازی شهرکشیده شده - پیشرفت هرقومی  حاصل زحمات آن قوم است نه به انتظار این وآن نشستن و بهانه گرفتن است که مارا به مقصد خواهد رساند بلکه این خواستن است که توانستن را سرانجام دارد- یک دست هم صدایی نخواهد داشت باید همدست - همفکر هم عقیده شد  تا به سرمنزلگاه مطلوب رسید - با فحش دادن به این وآن ونادیده گرفتن زحمات کسانی که تلاش بر بهبود وضعیت کنونی دارند به جایی نمیتوان رسید - شما خودتان بهتر میدانید که تابحال نتوانسته اید کوچکترین تغییری در وضعیت خود ایجاد کنید و سالهاست که مویتان مانند دندانتان سفید شده وهنوز همانید که بودید - اول در خود تغییری ایجاد کنید تا بتوانیید معنای تغییر را بدانید - منظورم را فکرکنم کاملا متوجه شده اید- حالا مطلب صفحه پرکنید وبنویسید که چون بنده به شما گفته ام بالی چشمتان ابروست - کافرم -  وتوهین کنید تا غرایض مریض خودرا ارضا کرده و کمی فکر کنید که توانسته اید بالاخره بعد عزلتها وسکوت حرفی بزنید  - شما به جایی نخواهید رسید وآتش حقد وحسد خودتان را فرا خواهد گرفت و این کینه توزیها مسبب اندوهی دایمی برایتان خواهد شد - شما فکر آن را نکرده اید که بنده یا افرادی چون من که سالها عمرخودرا وقف حفظ آداب ورسوم قوم خود کرده و منفی ها را از مثبت ها تشخیص داده و به حذف منفی و حفظ مثبت ها البته با همفکری و با استناد به رای عموم و با احترام تمام دیدگاههای قوم خود پرداخته وهی مینویسیم ومیگوییم وفریاد میزنیم که شهر خود را - آداب وروسوم وفرهنگ خود را پاس بداریم و درقالب شعر وتاترو داستان ومقاله وارد صحنه های کشوری وحتی گاهی جهانی بانام شهر خود میشویم - یا گاهی شهر به شهر وروستا به روستا به دنبال حتی کاسه ای یا کوزه ای که نمادی از فرهنگ ماست که با جاهای دیگر درآن مشترک بوده ایم گشته تا نمایشگاهی برپا سازیم که شهر ما این بود وحالا این است  و ما با فلان جا در فلان آداب ورسوم مشترکیم و برادری اسلامی خود را به جای می آوریم - وعمرخود را وقف این خواسته میکنیم -هدف اصلی ما چیست ؟- خوب بدانید که این همان عشق است - عشق به  خاک وقوم و ملیت خود - احترام به دستان یینه بسته ایی که بادبانها را برافراشته ساخته اند - عشق به نگاه طفلی که فرداها را می پاید - فرزندانمان که نه باکینه بلکه با ایمان به آینده روشن  خود بایستی بار آمده وقدم بر جاده فردا گذارند- این اخوت وبرادریست که مارا به عزتی که سزاوارمان است خواهد رساند نه بدبینی واتهام همگان به آنچه جو سازی ایی بیش نیست - بله جوی که امثال شما شکست خود را در آن قایم نموده و غرور وجنونی که حاصلی جز عزلتی دوباره ودوباره برایتان چیزی در بر نخواهد داشت ارضا مینمایید - میگویید نه؟ بفرمایید ...این گوی واین میدان ...  ( خدا شما وهرآنکس که چون شما ست شفای عاجل دهد )

 


  

بازهم از کودی تلخو : 

درصد بالایی از انرژی ما صرف غلبه بر احساسی در درون ما می شود که به ما می گوید ارزش تو کم است این حس ما را واردار می کند تا به هر صورت ممکن از دیگران پست تر نباشیم.این عقدهْ حقارت ماست که از بدو تولد در ما بوده و هر لحظه پا به پای ماست.عقدهْ حقارت گاهی معجزه می کند و عیارمردی را که در دنباله های کاروانها هزلیاتی بدین شرح می خواند:

دو منظور موافق روی در هم              همه کس دوست می دارد و من هم

رفیق خانه و گرمابه و کوی                به صحرا با هم و در خانه بر هم

که چون بیرون کنی شلوارش ازپای      تو پنداری که خرواری است شلغم

مقدم در مؤخر برده تا ناف                  دگر بار این مؤخر آن مقدم

و الخ                                                              

                                                                      (هزلیات)

کسی را که به راحتی و با صراحت می گفت:درخت نصیحت ما جز فضیحت بارنایاورد.  

 

حرف آخر شاهبندر:  

 

(نگفتم - این است نتیجه عقده ای بودن وراست میگوید که نصیحتش جز فضیحت بار نیاورد چون بدرد خودش هم نمیخورد)  


درپایان قطعه ایی در مورد شاه بنادر ایران بندرکنگ زیبا تقدیم به شما میکنم: 

 

تو بی مه دنیایی 

امروز وفردایی 

نه ای دلم مهرت 

عشقی و رویایی 

 

بی تو مه اخونم 

ای خونه وشهرم 

ای روضه رضوان 

بهشتی توبهرم 

 

تو مهربون مادر  

آغوشتن خونه م 

واعشق خاک تو  

پاینده هن لونه م 

 

اه تو جدا بودن 

اه تن گذشتنن 

لحظه ایی دوری تو 

مرگن و مردنن 

 

نقش تنت روسایه م 

هم مممی هم دایه م 

هم خه وهم براری  

هم بپ و همسایه م 

 

اه تو جدا بودن  

اه تن گذشتنن 

لحظه ای دوری تو 

مرگن ونیستن