شـــاهــبــنــد ر KING PORT

[ نام قدیم بندرکنک ]
دوشنبه 21 آبان 1386

سلام و والسلام

سلامی دوباره بر شما- شمایی که بودنم را  در باشما بودن میدانم -شما همشهری عزیز - شما هم استانی بزرگوار - شما هموطن عزیز تر از تن وشما همزبان بهتر از جان سلام وصدسلام -حال شما چطوره؟ ان شا الله درپناه کرامات الهی خوب خوب باشید .

میخوام خودمونی تر صحبت کنم بین خودمون باشه من بد طور عاشق شدم -عاشق که چه عرض کنم دیوونه دیوونه شدم -یادش همیشه بامنه -شب وروز وگاه وبیگاه اسمش ورد زبونمه وحالا گذشته از خودمونی بازی وبین خودمونی میخوام فریاد بزنم ........آهااااااااااااااااااااااااااااااای مردم من عاشقم -عاشقتر از پروانه دورشمع - راسخ تر از فرهاد کوهکن ودیوونه تر ازمجنون که لیلی من جایی ست که خاکش لیلا ها  وشیرینها وهرانچه زیباییها وخواستن ها وبودن ها وشدن هاو...راالهام بخشیده و همه خوبیها رو یکجا صاحب شده بله من عاشق این خاکم -زاده ساحل آنم -هم خاکی هم آبی به پاکی تیمم وبه بزرگی خلیج -خلیج همیشگی فارس - که  روز نخست گل آدمیتم با این آب آمیخته شده ومن مانده ام و  شدن را چو موج  میدانم وزندگی را همراه با باد سهیلی به اقصی این خاک گسترش خواهم داد.

بله اینجا ایران است امواج بودنم از بی نهایت ها می آید از لسان الغیب حافظ وبستان سعدی از شاهنامه فردوسی از علم رازی وابن سینا از مولانا وعرفان شمس تبریزی و... وبالاخره ازیاهوگویی شیبت الله و دوبرادران و سید محمد حکیم . همراه با بادبانهای برافراشته فتح الخیر وعرطاوی -یاد بزرگمردانی که سینه اقیانوسها را تنها با بسم الله الرحمن الرحیم میشکافتند و تا دوردستها یادگاران دارند .

من نوه اصالتم فرزند نجانت میراثم فرهنگی ست  به وسعت دریا بی کران -من پرچم دار استواری واستقامتم - گرچه تنها میگویم اما این زبان تمام بزرگمردانی ست که توانستن را آموخته اند -ناخدایان پیری که ستاره را مقصد داشته و امید را محمل -من اهل خاکی هستم که قدمتش به قدمت عشق است وماندگاریش به وسعت محبت - من وجدان را چو بهترین دوست همراه دارم - اهل دلم وخاکم را چو گلعذار یاری میبوسم وتیمم نماز عشق را با آن بجای می آورم -خانه من در جنوبی ترین نقطه عشق- اینجاست -بندری ست به قدمت اصالت ونجابت - اینجا بندرکنگ شاه بندر جنوب ایران بزرگ است ومن خدمتگزارتمام شما بزرگوارانم.

والسلام